واسه اون برق چشات
من روزي صد بار مي ميرم
چي مي شه يه روز بياي به ديدنم؟
بيا اي عزيز من
نازنينم
چرا اون ابر سياهو بر نمي داري يه دم
مي خوام امروز بگم
هيچ ترسي نيست
از کسي جز از خدا هيچ ترسي نيست
اگه راستشو بخواي بهت ميگم
بهت مي گم که عاشقمو
روزي صد بار مي ميرم
مي د.ني عزيز من
مي دوني اسمتو با چي مي نويسم؟
مي دوني با چه حروفي مي نويسم؟
عينش از عاطفه است
شينم از شيدايي من ميادش
قافشم قلب منه
که اونم مال توئه
حالا مي دوني که عشق من چيه
عشق من از همه عشقا پاک تره
عشق من پاکه ولي
تو آسمون تنهاست
تکه
سنيه 5/7/1383
امشب براي شکوه آمده ام. باز براي گله از نيامدنت آمده ام. آمده ام که برايت از بي قراري ها بگويم، از دلتنگي ها بگويم. از تنهايي ها بگويم. مي خواهم از دوريت بگويم. از نيامدنت بنالم.
امشب نرگس چشم انتظار توست. امشب امامم در انتظار توست. امشب خانه در انتظار مقدم توست. من کجا در انتظار گل نرگس بنشينم؟ دلتنگيت را براي که برم؟ براي که از نيامدنت اشک هايم را برم؟
وقتي دلم براي خدايم تنگ مي شود رو به کعبه مي کنم، دلم که براي رسول خدايم تنگ مي شود به مدينه مي نگرم. دلم که حس غربت مي کند بقيع را مي نگرم. وقتي دل اسير مي شود کربلا را منزل مي کنم. نجف ، خانه ي خانه نشيني من است. سامرا ، کاظمين ، خانه ي دلتنگي من اند براي مظلوميت امام.
آقاي من!
وقتي دلم هواي تو را مي کند کجا در پي يافتنت باشم؟ در کربلا يا کاظمين؟ در مدينه يا بقيع؟ در نجف يا سامرا؟ همه جا از تو نشان است ولي تو نيستي. تو را در کوچه کوچه ي شهرمان ، در پشت تمام چادرهاي جشن، تو را در پشت پرچم هاي يااباصالح، تو را در چراغاني کوچه هايمان ، تو را در چشم کودکاني ديدم که شکلات مي دادند. تو را در اشک هاي کساني يافتم که در انتظار آمدنت نور چشم از کف دادند. من تو را در تمام نيمه ي شعبان کوچه کوچه ي شهرمان ديدم. من تو را در جمکران ديدم. من تو را در همه جا ديدم. اما افسوس که اين چشم خاک گرفته نمي گذارد تو را ببينم.
سرور من، مولاي من، آقاي من!
امشب نيمه ي شعبان ديگريست. باز خدا در کوچه هاست. باز نرگس چشمش به راست. باز من ، نه ، همه ي ما به دنبال تو مي گرديم. تو را بازم از آن کوچه مي خواهيم. کوچه هاي غبار گرفته ي قلبمان در انتظار آمدن گل نرگس اند.
چشمان ما سالهاست که در انتظار است. از همان روز که نرگس چشم انتظار شد، چشمان ما همه نرگس شد.
يکي درد و يکي درمون پسندد
يکي وصل و يکي هجران پسندد
مواز درمون و دردو وصل وهجرون
پسندم آنچه را جانون پسندد
سنيه 26/5/1387